سلام بر دوستان خودمان و سلام بر دوستانی که همیشه مارو شرمنده میکنند.
شنیدم سال اتحاد ملی و تغییر الگوی اسلامی شده. گفتم منم تغییر لباس بدم و قالبم رو عوض کنم .
بریم سراغ متن امروز....
من نان به نرخ روز می خورم شما چطور؟
یه مدتیه آپ نکردم مطلب نذاشتم ...
نمیدونم از سفر احمدی نژاد به نیویورک بگم؟ گل کاشت پس کاری نداریم بهش
از قرآن سوزی بگم؟
از نرخ دلار بگم؟
از تعویق وام های بانک مسکن بگم؟
از ردشدن در خواستگاری به خاطر اعتیاد بگم ...
از مشروب خوری دوستان بگم ...
از عوعو سگ های اطراف محله مان بگم که هنوز تدبیری اندیشیده نشد.
از دود کارخانه روغن و خفگی مردم شهرک شهید بهشتی بگم؟
از گند فاضلاب یزدیها که به دهانه شهر زارچ کشیده شده است و همه ش بوی تعفن مخصوصا اخر شب ها؟ تازه شنیدم میخوان فضولاتو لوله کشی کنن تفت . به به مبارک باشه// نوش جان . نوش جان درختای محترمه .....
از همایش های بی خاصیت در ایران بگم؟
از سرعت تکنولوژی در زارچ و یزد بگم؟
بگم که وقتی من تو زارچ کمربند ایمنی می زنم مردم مسخره میکنند...و میگن بابا اینجا که پلیس نداره . اوایل تو ماشین یکیو سوار کرده بودم وقتی تو زارچ کمربند بستم گفت تورو خدا ، تورو ابالفضل اون ماس ماسکو باز کن که آبروم رفت .....بذار من پیاده شم. گفتم من بستم چرا تو آبروت بره؟؟؟؟؟؟
همه مون مشکل داریم فجیع الدوله اونم....
این اصطلاحات مخصوص منه جایی نگین .. گفتین با ذکر منبع مشکلی نداره
..........................................
راستی بگم چقدر آمار **** بالا رفته؟؟؟؟؟
بگم روزی چند کیسه آرد فروش میره؟
بگم کارمندان ادارت زیرآب همدیگرو با آخرین تکنولوژی روز دنیا میزنن؟
بگم حق فلان کارمند موقتی رو ندادین و از کار بیکار شد؟
بگم همسایه مون هنوز بعد 8 ماه حقوقشو نگرفته؟ اگه گرفته روی هم 400 تومن هم نشده...
تقصیر خودشه ......20 ساله کارگر کارخونه است. اصولا همچین قشرهای مستضعفی همون بهتر که له بشن و نابود بشن تا دیگه کسی صدای مظلومانه شونو نشنوه.....
ولی چیکار کنم ؟ طفل صغیرش چی؟ به نظرم طفل صغیرشم باید بمیره که بزرگ نشه و اینا رو نبینه .....
.............
میدونم مملکت خوبی داریم. امنیت داریم. تو زاهدان نیستیم که مارو ترور کنند. میدونم. همه شو میدونم. نمیخواد تذکر بدین دائم...
اصلا فکر نکنم ...................
درسته تو تحریم هستیم . تو بد بختی به اینجا رسیدیم. همین فامیلای خودمونم همون دولتی ها هستند. میدونم همه شو از حفظم. ولی میگم چرا نباید اساسی و اصولی کار کرد؟
چرا نباید دست این متجاوزان داخلی به بیت المال رو نبرید؟
بازم میدونم...... چو همه شون از فامیلای خودمون هستند. اینم میدونم .
......
من که برای امشب غذا دارمو گرسنه نمیخوابم. هر کی هم غذا نداره تا صبح صبر کنه یا از خدا طلب مرگ کنه . همین.
میدونم مانند فجیع الممالکی ها حرف زدم بازم ببخشید
حق نگهدارتان
راستی من سیاسی نیستماا. اینا حرفای روشنیه. در کل مملکت خوبی داریم ولی ظرفیت ما بالاتر ازین حرفاست...
دوره زندیه و قاجاریه حکومت یزد را از زمان کریمخان تا پایان سلطنت آغامحمدخان قاجار مرحوم محمدتقىخان بانى مدرسه و میدان خان بر عهده داشته است، «تقىخان مرد مقتدرى بود. پس از قتل نادر به یزد آمد و حاکم نادرشاه را بیرون کرد وخود چهل سال بر یزد حکومت داشت و آغامحمدخان هم نتوانست یا نخواست او را از یزد برکنار کند. بلافاصله پس از قتل آغامحمدخان «دیحجه 1121» حکومت کرمان نیز از طرف فتحعلىشاه به تقىخان یزدى حاکم یزد سپرده شد».1 پس از وى مرحومان زینالعابدین خان و عبدالرحیمخان تا سال 9221 حاکم بودهاند. در سال 0321 حکومت یزد را میرزاموسى داشت. در این مدت اتفاق مهمى که ضبط شده باشد و بنوعى با زارچ هم مربوط شود بنظر نرسید. در سال 2321 زمان حکومت محمد زمانخان (1321 6321)، واقعه شاهخلیلاله اتفاق افتاد.2 بعد از آن محمد ولى میرزا به حکومت یزد منصوب گردید. نامبرده مدرسه شاهزاده را در یزد با چند رباط و چند آبادى دیگر بساخت بطوریکه از سیاق عبارت کتاب حماسه کویر از باستانى پاریزى چاپ دوم برمىآید، عاملى دیوان در زارچ نیز جزو عاملى حومه میرزاعبدالکریم تفرشى داشته است. »پس از ورود و استقرار محمدولىمیرزا به یزد (6321 3421)... میرزا عبدالکریم تفرشى بعد از آنکه از احتمال بار سنگین نیابت حومه بجان رسید و باقى دار گشت به ولایت خود گریخت. پس از آنکه توسط فرستادگان فضلا او را مطمئن نموده دوباره به یزد کشانیدند پاى احوالش را در حلقه عاملى قریه زارچ آوردند و عاقبت هر چه ملکالیمین داشت بر سر این کار گذاشت و باز باقىدار دیوان بود تا آنکه بعد از تقدیم ضرب و نمادى ایام حبس، کشیکچیان خود را غافل ساخته لواى فرار به اصفهان افراخت و در فضایل خانه و سیط محفل فقاهت و واسطه عقد درایت مجتهدالعصر و الزمان حاجى سیدمحمدباقر رشتى شرایط پناهجویى بجا آورده آنجناب را با سایر فضلاء علماى آن بلد که واسطه عقد آ نها سرکار عوارف مدار سلطان العلمائى ملک الفضلائى آقاى حاجى میرزامحمدحسن سلمهاله تعالى بود در نزد شاهزاده شفیع انگیخته تا زوجات او را به انضمام دخترانى که به تلافى خطیئه فرار او به خلاف شرع به عقد نکاح ولىخان یوزباشى و علىخان خالوى اسماعیل میرزا درآورده بودند روانه اصفهان نمایند. هرچه شفعاء در شفاعت بیشتر کوفتند شاهزاده را بیشتر محکم قواعد لجاج کردند و چون بر شفاعت خود فایدهاى متفرع ندیدند پا از دایره وساطت کشیدند تا عماقریب زلال ریاست نواب عبدالرضاخان نهال شفاعت آنها را مثمرثمره حصول میرزاعبدالکریم نمود به نقل از جامع جعفرى».3 مقدار سه شبانروز و یک طاق آب قنواتین شور و شیرین قریه زارچ جزو خالصه بود که در اواخر سلطنت فتحعلیشاه قاجار زمان حکومت محمدولىمیرزا در یزد (6321 3421ق) سه شبانروز آن به ارباب شهریار شهگل فروخته شد و مقدار یک طاق آن بنا به درخواست مرحوم ملاعلى اکبر معروف بین فقراى زارچ تقسیم گردید که سرگذشت آن بعد بیاید. از چه زمان و به چه مناسبت خالصه قرارگرفته بود مشخص نیست. درتاریخ جدید یزد مىخوانیم: «دارالشفاء یزد از آثار خیر خواجه و صاحب اعاظم خواجه شمسالدین محمدصاحب دیوان وزیر آباقاخان بود و نایب او در یزد خواجه شمسالدین محمد تازیکو بود(.1 و در جاى دیگر آمده است: (چون دارالشفاء تمام شد بزرگان یزد از شهر و ولایت از هر مقامى پانصد سبو آب تکلْف کردند جهت خواجه صاحب دیوان، خواجه داخل موقوفات دارالشفاء کرد(2. مقدار پانصد سبو از سه شبانروز و یک طاق برحسب هر شبانروز یک صد و چهل سبو فقط ده سبو بیشتر است. براى شاهد مطلب از (ص108) حماسه کویر (چاپ سوم) مطلبى دیگر ذکر مىشود: «شمسالدین بمى از روى طوعیت و خواهش نفس لااکراهاً و اجباراً حقه محتوى موى سر حضرت رسول اکرم)ص) را به امیر محمد مظفر تسلیم نموده بود. امیر محمد دو قریه از قراء معظمه کرمان یکى مسمى به چتروت و دیگرى به مظفرآباد، وقف اولاد متولى سابق الالقاب نمود. میرزا محمد مظفر ملقب به میرزا خان دو شبانه روز قریه چتروت را وقف مدرسه کرمان کرد و تتمه آن با شش دانگ مظفرآباد در تحت خالصجات آن ولایت درآمد».3 در جایى دیگر و در ادامه بحث آمده است: (خواهید گفت که اوقاف و آن خالصجات چه شد؟ بنده به یک نمونه آن اشاره کنم که بموجب دفاتر اسناد محضر امام جمعه خویى، ص471، دفتر دوم، عبدالحسین میرزا فرمانفرما حاکم کرمان در 11 رجب 2331 قمرى یعنى در سالهاى اولیه جنگ بینالملل اول، دو دانگ و دوازده جزء از کل ششدانگ مزرعه سیدى قریب به شهر کرمان که خالصه بود به ارباب کیخسرو شاهرخ به مبلغ هفده هزار و پنجاه تومان فروخت. لابد سرنوشت بقیه خالصجات را هم به همین وضع باید حساب کرد(.4 در این مورد از سالخوردگان شنیده مىشد که آب خالصه زارچ سابقه وقفیت داشته و اشخاص مطلع آن را به اکراه اجاره مىکردند همانطور که زمینهاى قسمتى از کشتخوان باغ انجیره به زمین پاچهاى (پارچهاى) معروف بود. موضوع دیگرى که درباب خالصه باید منظور گردد موقوفات و املاک خواجه رشیدالدین فضلاله در یزد است چرا که چون صاحب قدرتى از قدرت مىافتاد املاک و اموال او دیوانى مىشد و خالصه قرار مىگرفت خلاصه آنکه آن صاحب قدرت به خلافى متهم باشد یا مورد عداوت و خصومت قدرتمندى واقع گردد که نمونه آن عبارت است از: (و خواجه رشیدالدین فضل اله طبیب که وزیرالوزرا بود با او (شرف الدین مظفر) عداوتى داشت بفرمود که املاک و جهات او را دیوانى کردند. پسر او محمد مظفر ده ساله بود، چون دید که املاک پدر او دیوانى کردند و طلب اموال دیگر مىکنند درماند...(.1 نمونهاى دیگر: (و خواجه رشید التماس کرد که جهت او در شهر یزد عمارات بسازند و در سال خمس و عشر و سبعمائه 517 (قمرى) عمارت تمام کردند و القاب خواجه رشید بر در مدرسه «محدوم جهانیان» نوشتهاند و بسیارى از مزارع و اراضى و سهام قنوات من جمله مقدار تمامت مجارى چهار شبانهروز از جمله شبانروزات مدار کاریز قریه زارچ) ص96 وقفنامه ربع رشیدى به کوشش مجتبى مینوى و ایرج افشار تهران انجمن آثار ملى ( و حوانیت و بساتین بر آن وقف کردند اولادى و خیراتى... و در سال ثمان عشر و سبعمائه 817 نزد سلطان ابوسعید او را غمز کردند که تشخیص مرض سلطان محمد (خدابنده) غلط کرده است و به فرمان سلطان ابوسعید امیرچوپان وى را به قتل آورد(.2 |
جغرافیاى طبیعى موقعیت و حدود
ناحیه شهرى زارچ که ازتوده و سرچشمه زارچ و اله آباد و چرخاب کهنه تشکیل یافته در 5کیلومترى مغرب شهر یزد و در حاشیه کویر نمک قرار دارد که راه تهران بندرعباس از اراضى آن میگذرد.از شمال محدود است به کوههاى دربید و ا نجیره و از شرق به شهر شاهدیه و شهر یزد و ازجنوب به جاده خضرآباد و قسمتى از باغات ده شیخى و از غرب به قسمت دیگرى ازهمان باغها و اراضى متصرفى اشکذر.
چون آب قنات در امتداد عرض جهت قبله از سمت شرق به غرب جارى بوده لذا آبادى در همین امتدادگسترده شده و در دو سوى دیگر توسعه یافته است بدین لحاظ جهات اربعه طبق اصطلاح ثبت اسناد واملاک یزد قید گردیده است و جهت واقعى تقریباً 54 درجه از شمال به سمت غرب مىباشد (شمال اصطلاحى).
طول و عرض جغرافیایى آن 13 درجه و 95 دقیقه عرض شمالى و 45 درجه و 4دقیقه طول شرقى در ارتفاع تقریبى 5811 متر ازسطح دریا است.1
خصوصیات جلگهاى که زارچ در آن واقع است طبق مندرجات جغرافیاى کامل ایران بشرح ذیل مىباشد: »این جلگه از جهت غرب و جنوب غربى به کوههاى شیرکوه و از جهت شرق به کوههاى خرانق منتهى مىشود. درشمال این دشت باطلاق نمک اردکان نایین »چاه عقدا« قراردارد و جنوب آن به کوه بهادران منتهى مىشود، خاکهاى کشاورزى استان (که زارچ را هم شامل مىشود) اکثراً حاصل دگرگونىهاى دوران اول زمینشناسى بوده و از رسوباتى که در طى سالیان درازبتدریج از ارتفاعات جنوبى و غربى استان به سمت مرکز دشت جریان یافتهاند تشکیل شده است. این رسوبات بصورت طبقات آبرفتى در نواحى یزد، اردکان و عقدا انباشته گردیده و خاکهاى سطحى را بوجود اورده است).
ناحیه شهرى زارچ نیز از این موقعیت مستثنى نیست (این ناحیه شهرى که از زارچ ، سرچشمه زارچ و الهآباد و چرخاب کهنه تشکیل یافته) در کنار راه تهران به بندرعباس و در فاصله 21کیلومترى یزد قرار دارد »تا مرکز زارچ«. زارچ بعد از میبد قدیمىترین آبادى یزد بوده و بنا بر آمارهاى موجود بالغ بر دههزار نفر جمعیت دارد که مرکز آن پرجمعیتترین محل در کل بخش مىباشد1 و جمعیت فعلى بالغ بر پانزده هزار نفر است